داستانک | داستان کوتاه | short story

داستان کوتاه بهلول و قاضی قلم و یا کلنگ

جمعه 19 آذر 1395

نوع مطلب :داستان آموزنده، داستان کوتاه، 

داستان کوتاه بهلول و قاضی قلم و یا کلنگ

روزی بهلول نزد قاضی بغداد نشسته بود که قلم قاضی از دستش به زمین افتاد. بهلول به قاضی گفت: جناب قاضی کلنگت افتاد آنرا از زمین بردار.
قاضی بمسخره گفت : واقعاً اینکه میگویند بهلول دیوانه است، صحیح است. آخر قلم است نه کلنگ!
بهلول جواب داد: مردک، تو دیوانه هستی که هنوز نمیدانی.!! با احکامی که به این قلم مینویسی خانه های مردم خراب می کنی.
حال تو بگو این قلم است یا کلنگ؟!!!


داستان خواب خلیفه و بهلول

دوشنبه 18 مرداد 1395

نوع مطلب :داستان آموزنده، داستان کوتاه، 

داستان خواب خلیفه و بهلول

روزی، خلیفه زمان بهلول را احضار کرد و گفت: خوابی دیده‌ام، می‌خواهم تعبیرش کنی.
بهلول گفت؛ چیست ؟ 

خلیفه گفت: خواب دیدم به جانور ترسناکی تبدیل شده‌ام و نعره زنان به اطراف خود هجوم می‌برم و آنچه از خرد و کلان در سر راه خود می بینم درهم می‌شکنم و می‌بلعم. بگو تعبیرش چیست؟ 

بهلول گفت: من تعبیر واقعیت ندانم، فقط خواب تعبیر می کنم....! 


داستان کوتاه و خواندنی احمق

شنبه 9 مرداد 1395

نوع مطلب :داستان آموزنده، داستان کوتاه، 

داستان کوتاه و خواندنی احمق

مردی خودنما و متکبر که خود را فیلسوف دهر میپنداشت، بهلول را گفت:
آدم احمق کسی است که به چیزی اطمینان کامل داشته باشد.
بهلول پرسید: تو مطمئنی؟
گفت: کاملا.




فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic