تبلیغات
داستانک | داستان کوتاه | short story - داستان کوتاه و آموزنده قنادی شمال تهران
داستانک | داستان کوتاه | short story

داستان کوتاه و آموزنده قنادی شمال تهران

دوشنبه 28 تیر 1395

نوع مطلب :داستان آموزنده، داستان کوتاه، 

داستان کوتاه و آموزنده قنادی شمال تهران

تو شمال شهر تهران ،یه قنادی باز شد .


.فقط پولدارا میتونستن اونجا خرید کنن 
،یه روز که تعداد ی از پولدارا تو قنادی در حال خرید بودن 

یه گدای ژنده پوش وارد شد و تموم جیبهاشو گشت ،یه ۵۰ تومنی پیدا کرد و گذاشت رو میز ،گفت اینو شیرینی بهم بده !!!!

مدیر قنادی با دیدن این صحنه جلو اومد و به اون فقیر تعظیم کرد و با خوشحالی و لبخند ازش حال پرسید و گفت :

قربان !خیلی خوش اومدید و قنادی ما رو مزین فرمودید ...

پولتون رو بردارید و هر چقدر شیرینی دوست دارید انتخاب کنین !!!!

امروز مجانیه اینجا ...
پولدارا ازین حرکت ناراحت شدن و اعتراض کردن که چرا با ما اینجوری برخورد نکرده ای تا حالا ؟ مدیر قنادی گفت :شما هم اگه مثل این آقا ،تموم داراییتون رو ، رو میز میذاشتین ،جلوتون تعظیم میکردم . 


hyacinthdesue.weebly.com
شنبه 14 مرداد 1396 10:48 ق.ظ
Hmm is anyone else encountering problems with the pictures on this blog loading?
I'm trying to figure out if its a problem on my end
or if it's the blog. Any feed-back would be greatly appreciated.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها