تبلیغات
داستانک | داستان کوتاه | short story - داستان کوتاه و خواندنی صدای طبیعت
داستانک | داستان کوتاه | short story

داستان کوتاه و خواندنی صدای طبیعت

پنجشنبه 6 آبان 1395

نوع مطلب :داستان آموزنده، داستان کوتاه، 

داستان کوتاه و خواندنی صدای طبیعت


صوفی با مریدش در یکی از صحراهای آفریقا سفر می کردند. ، شب که شد ، خیمه ای برافراشتند و دراز کشیدند تا استراحت کنند. مرید گفت: "چه سکوتی!" مراد گفت:"هرگز نگو چه سکوتی !همیشه بگو : نمی توانم به صدای طبیعت گوش دهم. "


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها