تبلیغات
داستانک | داستان کوتاه | short story - داستان کوتاه و آموزنده نتیجه عمل
داستانک | داستان کوتاه | short story

داستان کوتاه و آموزنده نتیجه عمل

یکشنبه 31 مرداد 1395

نوع مطلب :داستان آموزنده، داستان کوتاه، 

داستان کوتاه و آموزنده نتیجه عمل

در روزگاران دور، پدری پیر با فرزندش در دامنه کوهی در نزدیکی روستایی زندگی می کردند و با دوشیدن شیر از گوسفندان و فروختن آن به مردم روستا روزگار می گذراندند اما پیرمرد هر بار که شیر می دوشید مقداری آب در آن می ریخت و به مردم می فروخت و گرچه پسرش به او عارض می گشت اما پدر کار خود را می کرد.
سالی گذشت... در یک شب پاییزی طوفانی شدید برآمد و باران فراوانی باریدن گرفت و بدنبال آن، سیل از دامنه ی کوه سرازیر شد و خانه پیرمرد و پسرش را درنوردید. پیرمرد هراسان از خواب پرید و فریاد کشید: پسرم، چه شده؟ این آب چیست که درون خانه آمده؟ پسر گفت: هیچ پدر، این همان آبی است که شما در شیر مردم می کردید و اکنون به خانه مان سرازیر شده!

چو آتش برافروزی از بهر خلق
همان آتشت رابه دامان کنند


rochellweser.hatenablog.com
شنبه 14 مرداد 1396 10:54 ق.ظ
Hi there it's me, I am also visiting this web page daily, this web site is really good and the visitors are really sharing good thoughts.
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 09:49 ق.ظ
Actually when someone doesn't be aware of after that its up to other visitors that they will help, so here it occurs.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها