تبلیغات
داستانک | داستان کوتاه | short story - داستان کوتاه و آموزنده کلاغ و خرگوش
داستانک | داستان کوتاه | short story

داستان کوتاه و آموزنده کلاغ و خرگوش

پنجشنبه 7 مرداد 1395

نوع مطلب :داستان آموزنده، داستان کوتاه، 

داستان کوتاه و آموزنده  کلاغ و خرگوش

روزی در جنگلی كلاغی در تمامی طول روز بر روی شاخه درختی نشسته بود و هیچ كاری انجام نمی داد.

خرگوش كوچكی او را دید و از او پرسید: "آیا من هم می توانم مانند تو تمام روز را در گوشه ای بنشینم و هیچ كاری انجام ندهم؟".

كلاغ پاسخ داد: "البته، چرا نه".

خرگوش هم زیر همان درخت نشست و استراحت خود را آغاز كرد.

ناگهان سرو كله روباهی پیدا شد. روباه پرید و خرگوش را گرفت و خورد.

نتیجه: برای اینكه بتوانی بنشینی و هیچ كاری انجام ندهی، باید در جایگاه بالایی قرار داشته باشی.


BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 02:55 ب.ظ
Good day! I could have sworn I've visited this website before but after going through some of the articles I realized it's
new to me. Regardless, I'm certainly delighted I found it and
I'll be bookmarking it and checking back frequently!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها