تبلیغات
داستانک | داستان کوتاه | short story - داستان کوتاه و طنز گربه و مرد
داستانک | داستان کوتاه | short story

داستان کوتاه و طنز گربه و مرد

دوشنبه 4 مرداد 1395

نوع مطلب :داستان طنز، داستان کوتاه، 

داستان کوتاه و طنز گربه و مرد


مردی از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود، یک روز گربه را برد و چندتا خیابان آنطرف تر ول کرد.

ولی تا رسید به خانه، دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود. بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دورافتاده ول کرد. آن شب مرد به خانه بر نگشت آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه کره خر خونه هست؟

زنش گفت: آره

مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!!!!


How do you stretch your Achilles?
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:47 ب.ظ
I simply couldn't depart your website prior to suggesting
that I extremely loved the standard info an individual supply for your guests?
Is gonna be again often to check up on new posts
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 03:33 ب.ظ
Definitely consider that that you said. Your favorite reason seemed to be on the internet the easiest factor
to keep in mind of. I say to you, I definitely get irked at
the same time as other folks think about issues that they plainly do not recognize about.
You controlled to hit the nail upon the highest and outlined out the whole thing
with no need side-effects , people can take a signal.
Will likely be again to get more. Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها