تبلیغات
داستانک | داستان کوتاه | short story - داستان کوتاه و خواندنی روزنامه نگار
داستانک | داستان کوتاه | short story

داستان کوتاه و خواندنی روزنامه نگار

دوشنبه 4 مرداد 1395

نوع مطلب :داستان کوتاه، 

داستان کوتاه و خواندنی روزنامه نگار

وقتی ازش پرسیدند چرا روزنامه نگار شدی؟ گفت: من از بچگی روزنامه را دوست داشتم، چون کفش نویی که پدرم می‌خرید همیشه یک شماره بزرگتر بود تا بتوانم چند سال از آن استفاده کنم.
سال اول مجبور بودم، داخل کفشم روزنامه بگذارم تا از پاهایم در نیاید و سال دوم از روزنامه استفاده نمی‌کردم چون کفش قد پاهام بود، اما سال سوم روزنامه‌های خیس شده را با فشار داخل کفش جای می‌دادم تا صبح فردا کفش تنگ پاهایم را اذیت نکند.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها